پارسا پارسا ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 23 روز سن داره
مهرسامهرسا، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 10 روز سن داره

پارسا و مهرسا

فعلها به كار ميايند...

1391/6/30 14:33
نویسنده : مامان
253 بازدید
اشتراک گذاری

چند وقتي ميشه كه ديگه فقط از اسم ها استفاده نميكنم بلكه زبان فارسي من پيشرفت چشمگيري داشته و به قسمت فعل رسيدم

بيا    ،    بويو:برو     ،  خور :بخورم يا خورده شده يا يك نفر ديگه خورده (چون هنوز فاعل را ياد نگرفتم همچين مشكلاتي پيش مياد) ،پاشو ،

تمو شد    تمام شد (تنها فعل دو سيلابي)

ترس   ترسيدم (خدايي هنوز مامانم مونده من معني ترس رو از كجا فهميدم كه حالا فعلش رو بلد شدم)

و كلماتي كه من بطور خيلي جالبي اشتباه ميگم

عبق  عقب  ، تبسيح     تسبيح    ،و يكي از كلماتي كه امروز گفتم و همه كلي خرسند شدند

تبرچه بود كه يعني تربچه (در سبزي خوردن)،خبار  خراب، كاسه     كالاسكه،هبا  هواپيما،

و لغات زيادي كه ياد گرفتم و فكر نميكنم با اينهمه چيزي كه من ياد گرفتم ديگه نيازي به مدرسه رفتن باشه!

خربوزه     خربزه،هنه   هندوانه، اسي       اسمارتيز، فاطه  فاطمه، بابا جون    كه جونش خيلي ظريف ادا ميشه  ،سوي   سوييچ،  صندل   صندلي،دا       دايي، كاكو   كاكائو ، دمپا  دمپايي

وكلي كلمه ديگه كه با گفتن هر كدومشون مامانم كلي ذوق ميكنه كه بچش چقدر بزرگ شده!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (15)

شقایق(مامان محمد ارشان)
31 شهریور 91 11:14
آفرین خاله جون... همینطوری پیش بری مدرسه که هیچ دانشگاهم لازم نیس بری و دکتراتو میگیری!
محبوبه
31 شهریور 91 14:15
آفرین به تو این که تازه اول راهه، تا چند ماهه دیگه به این نتیجه می رسی که دیگه دانشگاه رو هم بی خیال شی
فاطمه مامان امیرعلی
31 شهریور 91 16:54
خیلی شیرین زبونی پارساییییی...
marmarbanoo
1 مهر 91 10:39
vaaaaaaaaay parsaaaaa azizam
سمیه مامان رها
1 مهر 91 17:02
چه جالب رها هم بیشتر این فعلها وکلماتو میگه ......به جز خربوزه وهنی!!!!!!!
ما (من و گاهی بابا)
1 مهر 91 23:16
مامانا هی ذوق می کنن که بچشون داره بزرگ میشه بعد میشینن یاد کوچیکیاش می کنن !
فروغ(رد پاهایم)
2 مهر 91 1:00
ماشالا چه پسر نازیه این آقا پارسا زنده باشه
یاس
2 مهر 91 1:54
عزیز دلم.قربون پیشرفت چشمگیرت بشم من
منیره
2 مهر 91 2:08
وای که دلم لک زده بقلت کنم بچلونمت !! فعلا این بوس ها رو بگیر تا بعد .
مامان نفس طلایی
2 مهر 91 18:52
ای شیرین زبون
مورچه کوچولو
2 مهر 91 23:23
باریکلاااااااااااااااااااااااااااااااا
مامان الهه
3 مهر 91 0:47
آفرین ولی خدائیش تربچه رو خیلی سخت میگی من که نتونستم اونجوری که نوشتی بخونم اگه حرکت داشت میتونستم بخونم حالا صبر میکنم بیای از خودت بپرسم
سمیرا مامان آنیتا
4 مهر 91 14:03
عززززززززیزم آفرین پس چرا این دختری ما هنوز نه جمله میگه نه فعل نگران شدم
شقایق(مامان محمد ارشان)
4 مهر 91 17:20
خاله جونی سلام
بالاخره این مامان تنبل عکسای سیسمونی پسری رو گذاشته تو وبلاگش!
خاله سمیرا
8 مهر 91 14:32
پارسا جونم فکر می کنم به خاله‌هات رفتی اینقدر پرچونه شدی راستی مامان سمیه سوخار (سوراخ) رو هم بذار